این روزها بلاشک هیچ چیز سریعتر و بهتر از تماشای یک دوره آموزشی ویدئویی به شما دادههای مورد نیازتان را منتقل نخواهد کرد. اگر شما مدرس باشید و یا باید به هر دلیلی به یک مبحث مسلط شوید، بهترین و سریعترین راهکار، تهیه یک دوره آموزشی ویدئویی و تماشای آن است؛ چرا که اگر کتاب را رقیب این راهکار بدانیم، مطالعه کتاب حوصله خاص خود را نیاز دارد و به خاطر مفرح نبودنِ مطالعه کتاب نسبت به تماشای ویدئو، ممکن است خستهکننده باشد.
به هر حال، یک دانشجوی رشته کامپیوتر باید با شرکتهای مطرح در زمینه تولید ویدئوی آموزشی رشتهی خود آشنا باشد و بداند که برای یافتن بهترین آموزش در مبحث مورد نیاز خود به کدام شرکت مراجعه کند.
در اینجا برخی از آنها که من خودم از ویدئوهای آموزشی آنها کمک میگیرم و صدها دوره از آنها را مرور کردهام (که گلچین آنها را در فروشگاه سایت میتوانید مشاهده کنید)، را معرفی میکنم:
شرکت لیندا را میشود فعالترین شرکت در تولید ویدئوی آموزشی دانست. گاهی میبینید حتی برای نرمافزارهایی که هنوز در نسخه بتا هستند و رسماً منتشر نشدهاند هم دوره آموزشی تولید کرده!
زمینه کاری: نمیتوان گفت این شرکت روی چیز خاصی تمرکز دارد! از کاربران خانگی تا دانشجویان دکترای کامپیوتر مخاطبان دورههای این شرکت هستند.
نقطه قوت این شرکت، تنوع زمینههای کاری است. تقریباً در هر زمینهای یک دوره در سطوح مختلف(از Begier تا Mastery) دارند. (تا این لحظه حدود ۴۵۰۰ دوره آموزشی روی سایت آنهاست!)

شرکت وی.تی.سی هر چند ویدئوهای با کیفیتی تولید نمیکند اما در مباحث تخصصی و حرفهای رشته کامپیوتر (مانند امنیت، شبکه، لینوکس و...) دورههایی دارد که بقیه شرکتها ممکن است نداشته باشند.
اگر دنبال یک دوره دانشگاهی میگردید این شرکت میتواند گزینه خوبی باشد. مثلاً دوره آموزش زبان Assembly را شاید کمتر شرکتی تولید کرده باشد اما این شرکت دارد.
بزرگترین نقصی که دارد این است که یک روانشناس در تولید ویدئو به آنها کمک نمیکند! برخلاف Lynda که انصافاً جذاب کار میکند، ویدئوهای VTC به سختی کاربر را جذب میکند!

شرکت تستآوت را همه با شبیهسازهای فوقالعادهاش میشناسند! بهترین گزینه برای آموزشهای عملی در دانشگاه است. به طور مثال دوره آموزشی A+ آنها به راحتی کار با سختافزار را به طور شبیهسازی شده به کاربر آموزش میدهد.
هر چند تعداد دورههای آنها کم است اما بسیار برنامهریزی شده و غنی است. یعنی اگر TestOut برای یک مبحث آموزش تهیه کند، میتوان گفت دیگر نیازی نیست شما سراغ شرکت دیگری بروید! چون واقعاً همه چیز به بهترین شکل آموزش داده خواهد شد!
شخصاً کارهای این شرکت را خیلی دوست دارم.
تنها عیبی که برای ما سارقان دیجیتال دارد این است که مجموعههای آنها قفلهای سختی دارد که به همین راحتی کرک نمیشود و بنابراین استفاده از آنها به سختی ممکن است. اما اگر لطف کنید و نسخه اورجینال را از سایت رسمیشان بخرید، قطعاً ضرر نخواهید کرد.
مرجع اصلی تدریس من در دورههایی مثل سختافزار، برنامهنویسی شیئگرا، لینوکس و ... این شرکت است.
تقریباً کل دورههای این شرکت تا این لحظه در تصویر زیر هست:

شرکت ترِینسیگنال را همه با آموزشهای فوقالعادهاش در زمینه شبکه میشناسند. (البته در زمینههای مختلف ویدئو دارد اما تمرکز اصلیاش روی شبکه است)
این شرکت چند سالی هست که توسط شرکت Plural Sight خریداری شده است.
اگر میخواهید دورههایی مثل MCITP یا CCNA و CCNP و... را یاد بگیرید، دورههای این شرکت بهترین پیشنهاد هستند.
به خصوص، اسلایدهای دورههای TrainSignal که همراه با ویدئوهای هر دوره ارائه میشود، برای ما مدرسها بسیار کاربردی است...
مرجع تدریس من در دورههای MCITP و کلاً شبکه، ویدئوهای این شرکت است.

شرکت تازهنفس پلورالسایت را شاید بتوان یک Lynda.com دیگر دانست با این تفاوت که روی مدرسین خود حساسیت بیشتری دارد. ممکن است لیندا از هر شخصی با هر سطح دانش دعوت میکند یک دوره برگزار کند اما پلورالسایت، خیلی وسواستر و حساستر است. ضمن اینکه به صورت بنیادی به قضایا نگاه میکند.
دورههای آکادمیک بسیار حرفهای دارد که برای تدریس و یا کسب دانسته در تحصیلات تکمیلی، عالی است. مثلاً من برای درس معماری نرمافزار در دکترا از ویدئوهای این شرکت استفاده میکنم.

شرکت توتالترِینینگ بیشتر در زمینه تولید آموزش نرمافزارهای مهم و پرمخاطب فعالیت میکند. مثلآ آموزش فتوشاپ، فلش و امثالهم.
کیفیت ویدئوهایی که میسازد عالی است. میکس و مونتاژ جذبکنندهای روی ویدئوهایش انجام میدهد و سناریوهای خوبی در آموزشها به کار میگیرد.
تنها عیب این شرکت، آپدیت نبودن است. یعنی خیلی دیر دوره یک نرمافزار را میسازد (چون واقعاً برای ساختش زحمت میکشد). ضمن اینکه ظاهراً اخیراً دیگر فعالیت نمیکند و در حال تعطیلی است.
من برای دورههای فتوشاپ و فلش و ... ویدئوهای این شرکت را سرفصل قرار میدادم.

سایت تاتسپلاس در حقیقت یک مرکز برای فروش آموزشهای کاربران است. هر کسی میتواند برای این سایت آموزش تهیه کند و در آن به فروش گذارد. بنابراین دورههای غنی باید با جستجو پیدا شوند. هر چند در زمینههای طراحی گرافیکی و سهبعدی و... هم دوره آموزشی دارد اما بیشتر او را با ویدئوهای آموزشی مربوط به طراحی وب میشناسیم.
اگر دنبال دورههای آموزشی حرفهای و ترفندهای طراحی وب میگردید این شرکت از همه حرفهایتر است!

شرکت دیجیتالتاتورز را بیشتر در آموزشهای مربوط به مباحث گرافیکی مطرح میدانیم؛ به طور مثال آموزش 3D Max ، Maya و یا مفاهیم گرافیک دیجیتال و...
جالب است که این شرکت نیز توسط Plural Sight خریداری شده است!

شرکتهای بسیار زیادی در این لیست میتوانند قرار گیرند اما من مهمترینهای آنها را معرفی کردم.
با جستجوی نام آنها در کنار موضوعی که نیاز دارید میتوانید دورههای آموزشی آنها را بیابید و ترجیحاً از سایت رسمی بخرید.
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 23 فروردين 1395 ساعت: 9:03
در سال ۹۳ مطلبی با عنوان «گلباران منزل! (به مناسبت عید)» ارسال کردم و برخی گلها را برای خانه پیشنهاد دادم.

در سال ۹۴ هم که مطلبی با عنوان «با یک هزینه اندک، یک گلخانه در منزل ایجاد کنید» ارسال کردم که ظاهراً به خاطر اینکه افراد زیادی در مورد راه اندازی گلخانه در خانه جستجو میکنند، آن مطلب یکی از پربازدیدترین مطالب سال قبل بود:

سال گذشته، آن گلخانه تا اواخر پاییز دوام آورد اما بعد از آن به خاطر اساسی کار نکردن در ساخت گلخانه، تقریباً همه گلها خشک شد...
امسال از تجربه سال گذشته استفاده کردیم و یک گلخانه محکمتر و اصولیتر ساختیم. ضمن اینکه در سفری که به محلات داشتیم، خیلی چیزها یاد گرفتیم! از جمله اینکه از هر چیزی (مثلاً استفاده از یک کفش پاره! به عنوان گلدان) میشود برای زیبا کردن گلخانه استفاده کرد! بنابراین گلخانه امسال خیلی زیباتر از آب درآمد (هر چند که دوربین عکاسی، آنطور که در واقعیت است نشان نمیدهد! نورهای رنگی در واقعیت خیلی زیباتر هستند):
نمای شبانه گلخانه:

روی تصویر کلیک کنید تا تصویر بزرگ آنرا ببینید و اگر خواستید جزئیات چیزهایی که در گلخانه هست را بررسی کنید...
امسال خیلی چیزها اضافه کردیم! یک آبشار در سمت چپ با نورافشانی عالی، دو تا تنگ (آکواریوم) که داخل یکی، یک سنگ هوا هست، یک قفس که یک پرنده داخلش است و کلی پایههای دستساز برای گلدانهای کوچکتر...
نمای نزدیکتر (روی تصویر کلیک کنید و آن آبشار زیبا را ببینید که با پمپ کولر و گیاههایی که از شمال آوردهایم درست کردهایم):
آنقدر این گلخانه زیبا بود که امسال مهمانهای عید میرفتند داخل گلخانه یا در کنار آن و عکس یادگاری میگرفتند!
نمای آکواریوم هم امسال با نورافشانیِ بهتر، زیباتر شده بود و ماهیهای بهتری هم انتخاب کردیم که بهتر جلوه کنند:


نمای پارسال:

اما هدفم از این مطلب، بیشتر یک گلدان است که برای داخل خانه گرفتیم. گلدانی حاوی حدود ۱۵ نوع گل کاکتوسی با رشد عجیب و عجیبتر از آن، چند نوع تولید مثل مختلف که برای ما تبدیل به یک موضوع تحقیقاتی شده!!!
بد نیست در این ویدئو نگاهی به گلهای این گلدان جالب و انواع تکثیر آنها بیندازید:
امیدوارم شما هم از این نوع گلخانهها و گلها در منزل استفاده کنید و از این نعمتهای زیبای خدا لذت ببرید.
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 20 فروردين 1395 ساعت: 5:11
اگر یادتان باشد، در مطلب «خودکنترلی (خودمهاری)، عامل اصلی موفقیت (Self-Control)» (که اگر نخواندهاید، ابتدا آنرا بخوانید) گفته بودم که اگر از بخش خودمهاری مغز خود استفاده نکنید، کوچکتر و ناتوانتر میشود و در برابر طغیانهای بخش طغیانگر مغز شکست میخورد. یکی از ابهاماتی که برای یکی از دوستان وجود داشت این بود که نمیتوانست باور کند که بخشی از مغز به خاطر استفاده کردن یا نکردن، کوچک یا بزرگ شود!
اثبات این موضوع، خود، نکات جالبی دارد:
اگر مقاله Evolution of Fish (سیر تکاملی ماهی) در ویکیپدیا را مطالعه کنید متوجه میشوید که یک نظریه این است که ماهیها ابتدا در خشکی زندگی میکردهاند و پا داشتهاند، اما به مرور که وارد آبها شدهاند، در نسلهای بعدی پاهایشان به باله تبدیل شده است:

دلیل این تغییر مشخص است، نه؟ چرا پاها را از دست دادهاند؟ چون نیازی به آنها نداشتهاند و از آنها استفاده نمیکردهاند.
دانشمندان معتقدند احتمالاً انگشت کوچک پای انسانها به مرور در نسلهای آینده تولید نخواهد نشد! دلیلش مشخص است، نه؟ چون این انگشت برای انسان هیچ کاربردی ندارد! (و چه بسا مزاحم هم هست! چند بار این انگشت شما به پایههای تخت و... گیر کرده و حتی شکستگی انگشت کوچک پا از چیزهای بسیار جستجوشده در اینترنت است!)
من به عنوان کسی که حدود ۱۵ سال است در شبانهروز چندین ساعت به کامپیوتر و کتاب نگاه میکنم، نمونهی انسانهایی هستم که چشمشان دوربینی را از دست داده. یعنی من متون در فاصله بیشتر از ۶۰ سانتیمتر (یا حتی کمتر از آن!!) را تار میبینم! میدانید چرا؟ چون چشم انسان طی سالها فهمیده شخصی مثل من چندان به دوربینی نیاز ندارد چون از آن استفاده نشده، پس آن ویژگی را دیگر حذف کرده! به همین دلیل است که میگویند در حین مطالعه یا کار با کامپیوتر، هر ۲۰ دقیقه یک بار چند دقیقه به یک شیئ در فاصله دور نگاه کنید... (این در حد یک ایده است اما من اگر بخواهم مثلاً دوربینی چشمم را دوباره بازیابی کنم، باید شغلی انتخاب کنم که مجبور باشم فاصلههای دور را دائم و برای چند ساعت در روز نگاه کنم...)
اصلاً احساس میکنم این ابهامی که در مطلب «خودمهاری» در آن ویدئو مطرح شده (یعنی اگر از بخش خودمهاری مغز خود که همانا کنترلکنندهی شما در برابر طغیانهای خطرناک بخش طغیانگر مغز شماست استفاده نکنید، کوچکتر میشود و برعکس، بخش طغیانگر بزرگتر خواهد شد)، نیازی به دفاع ندارد! بیشتر میخواستم این نکات بالا را مطرح کنم. چرا نیاز به دفاع ندارد؟ چون همه ما میدانیم که کسی که بسکتبال بازی میکند به مرور قدش کشیدهتر میشود! چرا؟ چون بدن میبیند به این ویژگی نیاز دارد و از قد زیاد استفاده میکند. همه ما میبینیم که کسی که زیاد راه میرود (به خصوص پابرهنه) پایش بزرگتر میشود. چرا؟ چون از پایش زیاد استفاده میکند. همه ما میبینیم که یک والیبالیست دستهای پهنتر و قویتری دارد. چرا؟ چون از کفِ دستش برای اسپک و... زیاد استفاده کرده...
شما حتماً کارتون جالب Wall-E را دیدهاید؟ میدانید که در این کارتون، دیزنی سال ۲۸۰۵ (حدوداً ۸۰۰ سال بعد) را به تصویر میکشد. انسانها زمین را به زبالهدان تبدیل کردهاند و فقط گروهی زنده ماندهاند، آنها هم در یک کشتی فضایی زندگی میکنند... دیزنی (که طبیعتاً میدانید که از روی تخیلات صحبت نمیکند، بلکه میتوان گفت این نوع کمپانیها طبق تحقیقات فیلم میسازند) معتقد است نسلی از انسانها که در آن زمان زندگی میکنند، (با کمی اغراق) چنین هیکلی خواهند داشت:

خوب به انسان نگاه کنید! (مثل آن Wall-e بیچاره که در این تصویر با چه تعجبی به آن انسان نگاه میکند!)
انسانها احتمالاً به مرور، پاهایشان این شکلی خواهد شد، شکمی بزرگ و کلهای به آن صورت خواهند داشت... (به مغز انسان دقت کنید تا من در انتهای مطلب یک چیز جالب بگویم)
مشخص است، چون مغز داخل جمجمه است و ما نمیبینیم! انسانها چیزی را که نبینند خیلی سخت قبول میکنند! چه بسا اگر یک اسکنر مغز در خانه داشته باشیم و بعد از گناه ببینیم این بخش از مغز ما کوچکتر شده است، آنوقت شاید (واقعاً «شاید» و نه «حتماً»، چون ما انسانها به قول سوره فجر، خیلی چیزها را هر چقدر هم که به ما اثبات شود، قبول نمیکنیم، چرا؟ چون «بل یُریدُ الانسانُ لِیَفجُرَ أمامَه». «انسان میخواهد جلوش باز باشد» و هر کاری که خواست انجام دهد، به همین دلیل خیلی چیزها را نمیپذیرد!) آنوقت شاید آن روایت که چندین بار به عنوان ترسناکترین روایت اشاره کردهام را قبول میکردیم:
هر گناهی که انسان مرتکب شود بخشی از عقلش از بین میرود و هرگز برنمیگردد!
(هر چند این روایت به همین صورت دست به دست شده، اما ظاهراً دقیقاً به این صورت در روایات نیامده، بلکه داریم: «طَاعَةُ الْهَوَى تُفْسِدُ الْعَقْلَ» ؛ «پیروی از هوای نفس عقل را فاسد میکند» اگر جمله بالا یک روایت و صحیح باشد، بخش اول آن که شکی ندارد یعنی از بین میرود اما این «هرگز برنمیگردد» باید از نظر علمی بررسی شود. باید متخصصان این رشته اسکنهایی از مغز انسانها بعد از انجام گناهان بگیرند و به مرور بررسی کنند که آیا زمانی ممکن است اندازه بخش خودمهاری مغز انسان به حالت قبل از گناه برگردد... البته این نکته هم فراموش نشود که نگاه علمی به خیلی از روایات جالب نیست. وقتی گفته میشود «برنمیگردد» میتواند منظور این باشد که اگر حتی تو بعد از یک گناه، امامزاده هم شوی، دیگر آن امامزادهای نخواهی بود که قبل از انجام آن گناه میتوانست باشد! یعنی به هر حال یک لکه سیاه در روح تو هست و حداقل در ذهن خودت پاک نمیشود...)
جالب است که این بخش از صحبتم که میخواهم بگویم این چند روز در ذهنم آمده بود اما فکر نمیکردم اصلاً درست باشد و نمیخواستم مطرح کنم اما در کمال تعجب در حین جستجو برای یافتن منبع مربوط به حذف انگشت کوچک پا، به یک مطلب رسیدم که شاخ در آوردم!
دقت کنید: به نظر شما ما انسانها همینطور که پیش میرود، داریم از مغزمان بیشتر استفاده میکنیم یا کمتر؟
گذشته از اینکه همه میدانیم به خاطر ظهور کامپیوتر، داریم همه پردازشها را به کامپیوتر محول میکنیم و بنابراین خلاقیت و استفاده از مغز همینطور در حال کاهش است، اما رفتار ما هم نشان میدهد هر روز نسبت به گذشته از مغز و عقلمان کمتر استفاده میکنیم (حداقل اکثر نسل بشر به این سمت پیش میرود و فعلاً گروهیمان خودشان را حفظ کردهاند)؛ مثلاً به برخی رفتار ما در جامعه امروزیمان دقت کنید:
- ما هر روز میبینیم که کسی که معتاد میشود، زندگی و همه چیزش نابود میشود، آمار اعتیاد بیشتر میشود یا کمتر؟ قطعاً دارد بیشتر میشود... آیا ما از مغز و عقلمان درست استفاده میکنیم؟
- ما داریم با چشمان خودمان میبینیم که ماهواره دارد زندگیها را یکی یکی نابود میکند (من در این چند مهمانی که در عید رفتم، فقط چند ثانیه آن هم به خاطر اینکه یکی از مهمانها، کانال را عوض کرد و بدش هم نیامد کمی روی آن کانال بماند، کانال GEM ماهواره را دیدم. از آن روز هر چقدر من با خودم فکر میکنم که آیا واقعاً پدر این خانواده مینشیند کنار دو پسرش که در سنین نوجوانی هستند، این صحنهها را حتی برای چند ثانیه میبیند، یا اصلاً هر کدامشان در خلوت خود این کانالها را میبینند، باورم نمیشود! حالا آن پدر، مدرک ارشد دارد!! یعنی واقعاً وقتی میگویند یک خانواده ماهواره دارد یعنی یکی از این کانالها را میبیند؟) حالا استفاده از ماهواره دارد کمتر میشود یا بیشتر؟ آیا ما از مغز و عقلمان درست استفاده میکنیم؟ (اصلاً من گاهی فکر میکنم کسی که حتی ماهواره در منزلشان باشد، هر چند که هیچ کدامشان کانالهای آن را نگاه نکنند، باز به هر حال، همین که ذهنشان برود سمت آن خودش تخریب عقل است. من، یک خانه عالی را زیر نظر داشتم و حتی هنوز هم دارم که بخرم، رو به پارک، طبقه دوم، با فضای عالی... وقتی خانه در حال ساخت بود، رفتم از طبقه دوم بیرون را نگاه کردم، دیدم ای وای! یک دختر و پسر روی صندلی پارک نشستهاند... به صاحبخانه گفتم تا امروز این خانه گزینه اول من بود اما وقتی از پنجره بیرون را نگاه کردم، رفت ته لیست! گفت چطور؟ گفتم: فردا فرزند من میخواهد برای لذت بردن از فضای پارک از پنجره بیرون را نگاه کند، همین که ببیند یک دختر و پسر روی این صندلی نشستهاند یک لحظه ذهنش به جایی که دوست ندارم پرت میشود! خودش هم قبول کرد و گفت بله، اتفاقاً من چند روز پیش یک صحنه دیدم که میخواستم زنگ بزنم به پلیس... بعد گفت خوب اینجا پرده میخورد یا طوری پنجرهها را درست میکنیم که تا پنجره باز نشود بیرون مشخص نباشد، گفتم: همین که فرزند من به این فکر کند که پشت این پرده یا این پنجره ممکن است یک دختر و پسر کنار هم نشسته باشند، برای خانواده ما خطرناک است! حالا به خدا اصلاً نمیتوانم حضور ماهواره در منزل را حتی در ذهن متصور شوم! اگر یکی بگوید آن دستگاه که در خانه فلانی بود ماهواره بود، میگویم نه، بعید میدانم، به احتمال زیاد Xbox بود!!! مگر آنها عقل ندارند که ماهواره داشته باشند!؟ ما شبکههای تلویزیون صدا و سیما را به روی خودمان تحریم کردهایم حالا...)
- ما داریم میبینیم غرب پر است از فساد! نمیدانم میتوانید تصور کنید یک فرزند مثل استیو جابز، با آن همه موفقیت، اصلاً نمیداند پدرش کیست!؟ غرب و شرق عالم پر شده از بچههایی که «فرزند زنا» (فرزند متولد شده از یک هوس خیابانی یا کاوارهای) هستند! غرب دارد به زمان قوم لوط (که همجنسبازان مشهور تاریخ بودند) برمیگردد! آنوقت هر کجا بنشینیم میگوییم: غربیها را ببین، بدون دین چقدر راحت زندگی میکنند! چقدر پیشرفت کردهاند!؟... لعنت به آن پیشرفتی که باعث شود یک فرزند، پدر نداشته باشد و نداند پدرش کدام یک از آن مردهایی است که با مادرش رابطه داشته!! میتوانید یک لحظه این صحنه را تصور کنید که خودتان ندانید پدرتان کدامیک از آن هوسبازهای مستِ سر کوچه است؟ آنوقت غرب، پیشرفت کرده؟ آیا ما از مغز و عقلمان درست استفاده میکنیم؟
- ما داریم هر روز میبینیم که مال حرام چه نکبتی برای زندگی به پیش میآورد. حالا هر روز بیشتر درگیر وام میشویم و عجبا که وام میگیریم بعد میگذاریم در یک حساب دیگر، سودش را میدهیم قسط وام! (چیزی که صد در صد ربا و حرام اعلام شده و من تعجب میکنم که بعضی دوستانم اصلاً این جزئی از ترفندهای زندگیشان شده!) ما هر روز میبینیم امثال کرباسچی و شهرام جزایری و بابک زنجانی و ... نهایتاً چه بلایی سرشان آمد و بقیه هم یکبهیک میآید، باز میرویم سراغ انواع حرام و خمس و زکات نمیدهیم و هر لحظه که میگذرد داریم به مال حراممان انباشته میکنیم... آیا ما از مغز و عقلمان درست استفاده میکنیم؟
- ما هر روز میبینیم که کسانی که مذهبیتر و مؤمنتر هستند (مؤمن واقعی) عاقبتبهخیرتر میشوند و زندگیشان شیرینتر و آرزوی ماست، اما هر روز از دین و مذهب و خدا بیشتر فاصله میگیریم! (تازه وقتی عقلمان به اینجا نمیرسد که اگر او که مذهبیتر است و حتی زندگی مادی بهتری دارد، به خاطر این است که دستورات دینش را که بسیاری از آن دستورات، برای موفقیت اقتصادی انسان است، رعایت کرده، میگوییم: او دزد است! نمیگوییم او عقلش را حفظ کرده و بهتر میتواند پردازش کند که کجا سرمایهگذاری کند و ما عقلمان را با گناه زایل کردهایم و هر روز بر روی تار عنکبوت خانه میسازیم و با بادی خراب میشود و تمام سرمایهمان نابود میشود!)
- ما داریم هر روز میبینیم که به خاطر پرخوری و همهچیزخوری به انواع بیماری گرفتار میشویم و سازمانهای بهداشتی فریاد میزنند که بلای عصر حاضر، Over Eating (بیش از اندازه خوردن) است و باز تا خرخرهمان میخوریم و همه چیز را بدون آگاهی میخوریم و نمیرویم دنبال اینکه بفهمیم باید چه غذاهایی را با چه ترتیبی و به چه اندازه خورد و یا نخورد... آیا ما از مغز و عقلمان درست استفاده میکنیم؟
و هزاران نمونه دیگر که ما داریم با چشم میبینیم اما برعکس آن عمل میکنیم. آیا ما از مغز و عقلمان استفاده میکنیم؟
بلاشک ما از مغز و عقلمان چندان استفاده نمیکنیم و همینطور دارد میزان استفاده از آن کمتر میشود.
پاسخ در این سایت نوشته شده: تغییر شکل انسانها تا سال 3000 میلادی
پیشبینی میشود اگر همینطور پیش برویم، احتمالاً ما انسانها به مرور این شکلی خواهیم شد:

به مغز انسان دقت کنید! آن تصویر از کارتون Wall-E هم که یادتان هست؟
من به این کار ندارم که سال ۳۰۰۰ یا شاید حتی چند هزار سال بعد از آن قرار است این اتفاق بیفتد و من و شما یک نفس راحت بکشیم و بگویید خیالمان راحت شد که به ما ربطی ندارد! من هدفم از آوردن این مطلب (که باور کنید خودم وحشت کردهام، چون واقعاً فکر نمیکردم این پیشبینیای که این چند روز در ذهنم بود دقیقاً درست باشد) این است که همان جمله را تکرار کنم: اگر ما از مغز و عقلمان استفاده نکنیم، در طول زندگیمان همینطور کوچکتر میشود... همین!
(فکر میکنم این شکلِ هرمی در تصویر بالا درست است چون بخش طغیانگر که در پایین است بزرگتر میشود و بخش خودمهاری که در بالا است کوچکتر میشود و بنابراین مغز شکل هرمی به خود میگیرد)
[یک آیه در سوره واقعه هست که برای تحقیقهای بین رشتهای بین قرآن و علوم دیگر به آن اشاره میکنم: آنجا که انسانها به سه دستهی «السابقون» یعنی پیشتازان و «اصحاب الیمین» و «اصحاب الشمال» تقسیم میشوند. وقتی به السابقون میرسد، میگوید «ثلةٌ مِن الاولین و قلیلً مِن الآخرین» یعنی گروهیشان از انسانهای اول و عده کمیشان از انسانهای آخر هستند. این نشان میدهد انسان هر چه پیش میرود طغیانگرتر میشود و این به همین پدیده اشاره میکند. انسانهایی که پایین مغزشان که محل طغیان است، بزرگتر از بالای مغزشان که محل خودمهاری است میشود... این قیافهای که در شکل بالاست چقدر شبیه آن چیزیست که ما «شیطان» مینامیم! نمیدانم بر چه اساسی رسم شده اما هر چه هست، احتمالاً میشود گفت قیافهها شیطانیتر میشود]
به هر حال، این مطلب بیشتر برای خودم بود تا شما، خودم در حین نوشتنش کلی چیزهای عجیب و جالب خواندم! اما هدف اصلیام از این مطلب این بود که بگویم اگر ما این مغز را به کار نگیریم، از نظر علمی (و نه از نظر دینی) همینطور کوچکتر میشود. باید دائم از آن کار بکشیم تا بزرگتر و تواناتر شود و بتواند مسائل را سریعتر و مسائل پیچیدهتر را بهتر پردازش کند و از کنار هم قرار دادن آنچه فهمیدهایم نتایج صحیح و انسانی بگیریم و آنوقت میبینیم چقدر حال میدهد مغز انسان خوب پردازش کند و خوب بفهمد!
(توجه: کار کشیدن بیش از حد و ناصحیح از مغز هم خطراتی دارد. همانطور که کار کشیدن ناصحیح از هر عضو بدن خطرناک است. من منظورم این است که کار بکشیم نه اینکه بیش از حد کار بکشیم)
یکی از جملاتی که من خیلی مدیون آن جمله هستم، از زبان دوست عزیزی مطرح شد که زمانی که من حدوداً سیزده چهارده ساله بودم، او حدوداً ۱۸ ساله بود (و در همان سنین هم رفت که طلبه شود و شد و همچنان به ما لطف دارد و الان هم فکر میکنم این مطلب را بخواند:) ). ما تقریباً هر روز با هم میرفتیم نماز جماعت ظهر و در برگشت، در یک نقطه باید از هم جدا میشدیم. با هم قرار گذاشته بودیم که در آن نقطه، هر روز او به من یک جمله به عنوان یادگاری از چیزهایی که بلد است یاد بدهد...
یکی از روزها آن جمله این بود و من آنرا به شما یادگاری میدهم: حمید، دائم و با برخورد به هر پدیدهای از خودت بپرس «چرا؟». هر چیزی دیدی یا شنیدی از خودت بپرس «چرا؟ چرا اینطور است؟»
این واقعاً یک پیشنهاد خارقالعاده بود! من از آن زمان این جمله دائم در گوشم تکرار میشود! افراد فامیل ما میدانند، هر جملهی جالب و جدیدی که بگویند، من در ذهنم میپرسم چرا، بعد باید به آن کمی فکر کنم و شروع کنم از آنها سؤال پرسیدن تا ببینم بالاخره چرا آنطور بوده؟ (خودشان هم بدشان نمیآید، چون میدانند صحبتهایشان میتواند حداقل برای من و شاید برای صدها نفر دیگر مفید باشد و از این مفید بودن لذت میبرند)
در همه مسائل، دائم از خودتان بپرسید: «چرا؟»
چه در مسائل علمی و چه در هر مسأله دیگری. حتی در مسائل سیاسی؛ مثلاً در یکی از مهمانیهای عید، یکی از اقوام (همان که کانال تلویزیون را به ماهواره عوض کرد) کنار من نشسته بود، گفت: فلانی تلویزیون ما دروغ میگوید، باید ماهواره را گوش کنیم که از واقعیتها خبردار شویم! هر چند من اصلاً در مورد این مسائل و کلاً در مورد هیچ مسألهای(!) با افراد صحبت نمیکنم و ترجیح میدهم نقاشی کنم اما چرت و پرت نگویم، اما برایم جالب بود، گفتم: فلانی، مثلاً چند نمونه دروغ تلویزیون را بگو. گفت: یک نفر میگفت هوای اطراف ما همیشه منفی است، تلویزیون اعلام میکند ۵ درجه! من در ذهنم از خودم پرسیدم «چرا؟». به او گفتم: فلانی، فکر میکنی چرا این تفاوت وجود دارد؟ گفت: دروغ میگویند دیگر... گفتم: خوب بیا بررسی کنیم. ایشان کجا زندگی میکردند؟ گفت: در یکی از بخشهای شهر اراک. گفتم: خوب، تلویزیون که طبیعتاً دمای بخش آنها را اعلام نکرده، طبیعتاً هوای شهر اراک را اعلام میکند. خوب، حالا شما خودت در روستاهای اطراف ساوه درس دادهای، میدانی که آنجا خیلی از اوقات یک متر برف میبارد و در ساوه یک بار هم برف نیامده. به نظر تو اگر اخبار استان، دمای ساوه را مثلاً ۱۰ اعلام کند، آن کسی که در قردین ساوه الان جلو خانهشان برف است، میتواند بگوید تلویزیون دارد دروغ میگوید چون ما در ساوه هستیم و برف جلو خانهمان است؟ اصلاً من و شما مگر میدانیم دمای کلی یک استان را چطور محاسبه و اعلام میکنند که بخواهیم در این زمینه نظر بدهیم؟
اینجا که قانع شد، گفت: اصلاً تو یک خبر را در شبکه فارسی خودمان ببین، بعد بزن شبکه Press TV ببین همان خبر را یک طور دیگر اعلام میکند. (من خودم چون مشتری Press TV هستم، این را دیده بودم و قبلاً از خودم پرسیده بودم «چرا؟» و جوابش را هم گرفته بودم) به او گفتم: خوب، بیا از خودمان بپرسیم «چرا؟». به نظر تو وقتی هر دوی شبکهها مال خودمان است، چرا باید شبکه فارسی زبان ما خبر را یکطور بگوید (مثلاً در شبکه فارسی میگوید در فلان شهر اروپایی بمبگذاری شد) اما در شبکه انگلیسی طور دیگری بگوید؟ (همان خبر مثلاً در شبکه پرس.تی.وی اینطور کامل میشود: «بمبگذار یک مسلمان عربستانیتبار بود» در حالی که در شبکه فارسی اشارهای به مسلمان بودن یا عربستانی بودن آن نمیشود) الان شما از خودتان بپرسید: چرا؟
او که ذهنش عادت کرده بود که هر چه بخش طغیانگر مغزش گفت گوش کند، گفت: خوب، مشخص است میخواهند مردم حقایق را نفهمند! گفتم: خوب، اگر حتی حرف تو درست باشد، بیا باز از خودمان بپرسیم «چرا؟ چرا صدا و سیما نمیخواهد برخی حقایق را مردم بفهمند؟».
او نتوانست جوابی بگوید اما، من گفتم: فلانی، به نظر تو اگر مثلاً در این خبر در شبکه اول که همه میبینند اشاره کند که آن بمبگذار یک مسلمان عربستانی بود، آن نوجوان و جوان و یا آن کسی که سواد و قدرت درک کافی ندارد، با شنیدن این خبر چه چیزی به ذهنش خطور میکند؟ ۱- مسلمان بودن برابر است با بمبگذاری! (اما آیا واقعاً به نظر تو اینطور است؟ اسلام به من و تو اینها را یاد داده؟ یا اسلام عربستانی اینها را یاد داده؟ آیا آن شخص با آن تحصیلات میتواند عربستانی بودن را از مسلمان بودن جدا کند که به چنین نتیجه خطرناکی نرسد؟) ۲- کینه ناصحیح نسبت به عربستان. (نتیجه این کینه چه میشود؟ نتیجهاش این میشود که افرادی که نمیتوانند خودشان را کنترل کنند، فردا میریزند سفارت عربستان را به آتش میکشند و خودشان و یک ملت را به دردسر میاندازند در حالی که ما با حرف خوش داشتیم و داریم امثال عربستان را نابود میکنیم) و چندین و چند نتیجه غلط دیگر که فعلاً فرصت توضیح نیست.
اما چرا در شبکه PressTV در اخبار انگلیسی، این خبر را کامل میگوید؟ پاسخ: این دقیقاً مثل آن زبان زرگری است که مادرها برای اینکه بچهها متوجه نشوند (و صلاح است که متوجه نشوند)، با بزرگترها صحبت میکنند... شبکه پرس.تی.وی را هر کسی متوجه نمیشود. چه کسی متوجه میشود؟ کسی که انگلیسی بلد است. کسی که انگلیسی بلد است یعنی تحصیلکرده است. او (احتمالاً؛ اگر مثل خیلیها نباشد که مدرک ارشد و بالاتر دارند و نمیتوانند) میتواند اخبار را خودش تحلیل کند و نتایج صحیح بگیرد. فردِ تحصیلکرده خودمهارتر است، پس میشود همه چیز را کامل به او گفت اما چون شبکه فارسی را همه افراد با سطوح مختلف گوش میکنند، نمیشود و اصلاً نباید همه چیز را گفت!
مثلاً در آن بمبگذاری در بروکسل، اگر دقت کنید در وسط خرابیها صدای یک زن ایرانی که مادرش را صدا میکند شنیده میشود اما اخبار در دو سه روز اول این موضوع را پوشاند. بعد که آبها از آسیاب افتاد، در مجله خبری از خبرنگارمان در بروکسل پرسید: ما در روزهای گذشته برای اینکه در تعطیلات عید، مردم کشورمان دچار نگرانی و اضطراب نشوند، آن صداها را پخش نکردیم، اما آیا واقعاً آنها ایرانی بودند؟ گفت بله دو نفر ایرانی بین مجروحین هستند...
به آن قوم و خویشمان گفتم: عزیزم، چند کلاس درس در رشته خبرنگاری و یا مرتبط با صدا و سیما خواندهای؟ گفت: هیچی! گفتم: میدانی چند ده کارشناس خِبره که هر کدام اساتید دانشگاههای برتر کشورند، در پشت صحنه صدا و سیما هستند که تصمیم میگیرند فلان خبر چطور پخش شود یا اصلاً پخش شود یا نشود؟ میدانی فقط چینش اخبار چقدر تخصص میخواهد؟ اینکه بعد از چند خبر سیاسی در مورد کشتار و غیره، یک دفعه یک «خبر نرم» در مورد طبیعت و ... پخش کنند که مخاطب از زندگی سیر نشود و هزاران نکته دیگر؟ حالا فهمیدی چرا تلویزیون ما (که هر چند من معتقدم اخیراً کمی زیادی ولنگ و واز شده) برخی چیزها را باید طور دیگری بگوید؟ (آنوقت برخی افراد به خاطر همین چیزهای مضر که حذف شده میروند ماهواره میخرند که دقیقاً آن مضرهایش که در اصطلاح به آنها Dangerous Knowledge میگویند و یک مستند هم در این زمینه ساخته شده، را هم ببینند و بشنوند! واقعاً باید خندید و گریه کرد!)
به هر حال، در همه مسائل قبل از پذیرش آن، ابتدا از خودمان بپرسیم «چرا؟» و بعد به دلیل آن فکر کنیم. این بهترین تمرین برای استفاده از مغز است.
مثال:
من دکمه باز شدنِ در را روی افاف زدم، در باز شد، چرا؟ چطور اینطور شد؟
یک مدت است پدر بزرگ ما که سنش بالا رفته، به همه چیز گیر میدهد و میگوید «تاید» دارد! چرا؟ (آیا چشمی که تازه عمل کرده برفکی میبیند)
در شب چهارشنبهسوری همه پول خرج میکنند که صدای ترقه را بشنوند. چرا؟ (از نظر علمی چه اتفاقی در مغز میافتد؟ میشود آنرا با یک چیز عقلانیتر جایگزین کرد؟)
وقتی موبایل به بلندگو نزدیک است، نویز میافتد، چرا؟
و خلاصه در همه چیز، بگوییم چرا و فقط کمی به آن فکر کنیم... همین!
راه دیگرش هم تحصیل مداوم است که در این مطلب اشاره کردم: پیشنهاد برای فارغ التحصیلان: در رشتههای دیگر تحصیل کنید!
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1395 ساعت: 19:23
در دستهی «ایدههای کوچک با موفقیتهای بزرگ» ایدههای کوچک اما جالبی که به موفقیتهای بزرگ دست یافتهاند را معرفی میکنیم تا الگویی باشد برای کسانی که ایدههای ناب به ذهنشان میرسد... فقط باید کمی سماجت روی ایده خود داشته باشند تا به آنجا که باید برسد... (مثلاً مطلب «سایتهای یک فایلی!» که سال ۸۷ ارسال کرده بودم یادتان هست؟)
به هر حال، چند روز پیش در خبرنامه سایت TED یک سمینار جالب بود: یک دختر سیاهپوست پس از گلایه از اینکه ما هنوز در این دوران با این همه پیشرفت، به رنگ یکدیگر دقت میکنیم و من به عنوان کسی که رنگ چهرهاش تیره است آسایش ندارم، پروژهاش را معرفی کرد:

http://www.angelicadass.com/humanae-work-in-progress
در این پروژه، او از افراد مختلف یک عکس Portrait میگیرد و سپس ۱۱ پیکسل از بینی آنها را جدا میکند و رنگ بکگراند عکس آنها را به رنگ آن پیکسلها تغییر میدهد. همین!
او با یک فراخوانی عمومی توانسته فعلاً از بیش از ۳ هزار نفر در ۱۹ شهر در ۱۳ کشور عکس بگیرد...
با تشکیل یک عکس بزرگ از افراد مختلف، میتوان تنوعی زیبا از رنگها را در کنار هم داشت و این زیبایی از کنار هم بودن همه رنگها حاصل میشود... (این پروژه در حقیقت به نوعی به توجه نکردن به رنگ پوست انسانها اشاره میکند)
ویدئوی سمینار ایشان را ببینید، جالب است:
The beauty of human skin in every color
به موفقیتهای چشمگیر پروژه که در سمینار اشاره میکند، دقت کنید! صدها تابلو در نمایشگاهها و خیابانها و حتی انتخاب به عنوان جلد یک مجله سیاسی...
اما من هدف اصلیام از ثبت این مطلب در اینجا، بخش «کاربردهای پروژه» است که او در سمینارش اشاره میکند: استفاده از عکسهای گرفته شده برای نقاشان به عنوان یک مدل، استفاده برای تحلیلگران پزشکی و... و آن چیزی که برای ما کامپیوتریها خیلی مهم است و من احتمالاً به آن نیاز پیدا خواهم کرد: استفاده برای Face Recognition (تشخیص چهره)
اگر یک نرمافزار مرتبط با Face Detection ساختید و نیاز به یک سورس عظیم (چه بسا یک Big Data) از عکسهای انسانی برای تحلیل داشتید، میتوانید از عکسهای این پروژه استفاده کنید... (اگر کسی عکسها را از جایی دانلود کرد، یک نسخه به ما هم بدهد که قطعاً در پژوهشهای دانشگاهی لازم خواهیم داشت؛ البته من از کارآموزهای دانشگاه و کسانی که پروژه مرتبط با این موضوع با من خواهند داشت خواهم خواست که در جمعآوری عکسهای پروژه کمک کنند)
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1395 ساعت: 19:23
تعطیلات عید امسال فرصت خوبی بود که کارهایی که از قبل برای این روزها مشخص کرده بودم را انجام دهم. یکی از آنها مشاهده دوره «علوم اعصابِ شناختی» بود که یکی از دوستان لطف کرده بود و معرفی کرده بود.
خیلی عالی است. شما اگر کنترل علمی روی بدن و اعصاب خود داشته باشید، خیلی راحتتر میتوانید با آن کنار بیایید.
به هر حال، یکی از بحثهای جالب که در همان ابتدای دوره درباره آن بحث میشود، بحث «خودمهاری» (Self-Controlling) است. ویدئوی دوم از این دوره را حتماً ابتدا مشاهده کنید:
http://maktabkhooneh.org/video/ekhtiari419-2
در این ویدئو گفته میشود که نتیجه تحقیقات نشان میدهد که اگر شما میخواهید یک نفر را ترک سیگار بدهید، اگر همان ابتدا به او بگویید سیگار نکش، ممکن است با احتمال مثلاً ده درصد موفق شود. اما اگر در عوض به او بگویید مشکلی نیست، به سیگار کشیدن ادامه بده، فقط از این به بعد، برای مدتی، با دست غیرغالب خود بنویس (یعنی اگر دستراست است، با دست چپ بنویسد)، تحقیق نشان میدهد که اگر مثلاً بعد از یک ماه انجام این کار، حالا به او بگویید سیگار نکش، احتمال موفقیت او سه برابر خواهد شد! چرا؟ چون او ابتدا یک ماه یک تمرین سادهتر و جذابتر برای خودمهاری انجام داده (یعنی تمایل داشته با دست راست بنویسد اما با این تمایل مبارزه کرده) و بخش «کنترلکننده مغز» او (که در بالای مغز قرار گرفته) کمی رشد کرده و حالا میتواند در برابر بخش «طغیانگر مغز» (که در پایین مغز قرار گرفته) پیروز شود...

جمله جالبی در همین جلسه گفته میشود: اصطلاحاً میگویند:
این موضوع از آن موضوعات کلیدی در موفقیت است! با همین جملهی آخر، شما یک دنیا علم به رویتان باز میشود.
دقت کنید: قانون کلی این است: اگر شما بتوانید خودتان را در برابر یک خواستهی غیرعقلانی که معمولاً به آن تمایل دارید، کنترل کنید، انگار خودتان را در برابر همه خواستههای غیرعقلانی کنترل کردهاید. متوجه شدید؟
به همین دلیل است که ما به بچههای مذهبی میگوییم اگر شما در درس موفق نباشید، در دین هم موفق نخواهید بود! یعنی کسی که نتواند در برابر خواسته «درسنخواندن» مقاومت کند، در برابر گناهان هم نخواهد توانست مقاومت کند.
از آن طرف هم درست است: کسی که بتواند در برابر گناه مقاومت کند، به راحتی درسخوان خواهد شد! چون توانایی Self-control را در بحث مبارزه با گناه تقویت کرده و حالا در هر جای دیگر از آن استفاده میکند.
هزار جای دیگر این موضوع کاربرد دارد. اصلاً همین دیروز یک دانشجو ایمیل زده، به سؤال او و پاسخ من دقت کنید:

بله، اگر قرار باشد به همین راحتی در برابر یک مسأله کم بیاورید، یعنی در برابر همه مسائل کم میآورید. چون این نشان میدهد که در مورد آن مسأله بخش طغیانگر مغز شما دنبال راحتی بوده و بخش خودمهاری مغز شما نتوانسته در برابرش بایستد بنابراین دست از کار کشیدهاید و به حرف بخش طغیانگر گوش کردهاید... این یعنی بخش خودمهاری مغز شما کوچک و ضعیف است و نیاز به تقویت دارد.
همین است که در مطلب «پادُوی ؛ رمز موفقیت بسیاری از موفقها» گفتم که اگر یک کارفرما بخواهد یک کارآموز را تست کند، اول یک کار که خیلی نیاز به خودمهاری دارد به او میسپارد (مثلاً میگوید زمین را جارو بزن یا یک کار که به نظر میرسد پیچیده یا وقتگیر است به او میسپارد)، اگر درست انجام داد، میشود امیدوار بود که بقیه کارها را هم انجام میدهد اما اگر همان اول از زیر کار در رفت، این یعنی این شخص قابل اعتماد نیست...
پس؛ باید اینطور بگوییم:
- اگر استاد من به من تمرینی میدهد که مورد علاقه و رغبت من نیست، این یک تمرین عالی برای تقویت خودکنترلی است. من به این دید به آن تمرین نگاه میکنم که اگر بتوانم آنرا انجام دهم یعنی در همه کارها موفق خواهم بود... (من خودم واقعاً در تمام تمرینهایی که اساتیدمان میدادند به همین صورت نگاه کردهام. مثلاً در آن سمینار «MOP چیست؟» که داشتم، آنقدر بحث برای من سخت بود که چند بار میخواستم موضوع را عوض کنم [موضوعی بود که حتی یک جمله در مورد آن در وب فارسی نبود!] اما به خودم میگفتم: اگر نتوانم این را درست انجام دهم، در هیچ کار دیگری موفق نیستم. البته آن زمان با مفاهیم خودمهاری و طغیان و ... آشنا نبودم اما خودم میتوانستم از درون بفهمم که چنین چیزی واقعاً هست...)
- اگر من به عنوان یک پسر نتوانم خودم را در نگاه به نامحرم کنترل کنم، در هیچ کاری نمیتوانم خودمهاری داشته باشم. فردا نمیتوانم اعصابخردیام را کنترل کنم، پسفردا نمیتوانم در برابر سختیِ درس خواندن مقاومت کنم، فردایش هزار مسأله دیگر که به آنها رغبت ندارم را نمیتوانم انجام دهم.
- اگر شمای دختر الان نتوانی در برابر خواسته خودآراییات خودمهاری داشته باشی، این باعث کاهش قدرت توانایی خودمهاری تو میشود و این یعنی در همه کارها ضرر خواهی کرد. فردا درس خواندن برایت سخت میشود، پسفردا تحمل زندگی با همسر و احتمالاً میخواهی شوهر عوض کنی و...
- اگر شمای بچهمذهبی، الان در درسخواندن برترین فرد در اطرافت نباشی، در برابر مسیرهای پرپیچوخم دین کم میآوری. وقتی وظیفه تو درس خواندن است و آنرا درست انجام نمیدهی، دستورات دین را هم درست انجام نخواهی داد چون چه بسا دستورات دین سختتر از درس خواندن به نظر برسد.
- اگر الان نتوانی در برابر تمایل به نگاه کردن دائمی تلویزیون مقاومت کنی و این دجال زمان ما را از برنامهی زندگیات بیرون نکنی، سست میشوی (از نظر علمی: بخش خودمهاری مغزت کوچکتر میشود و در برابر بخش طغیانگر شکست میخورد) و این سست شدن در همه بخشهای زندگی به تو ضرر میزند. فردا نمیتوانی جلو خوردنهای زیاد در سر سفرهی عید (آن هم، معمولاً شبها) را بگیری و همه چیز را روی هم میخوری و هر چیزی را زیاد میخوری و همینطور مشکلات بعدی...
- و هزار اگر و نتیجه دیگر...
حالا همه اینها را بگذاریم کنارِ دستورات دینمان. حالا میفهمیم که دستوراتی که اسلام به ما میدهد، نوعی تمرین خودمهاری است.
او وقتی میگوید صبح بیدار شو و نماز بخوان (و انسان رغبت ندارد)، وقتی میگوید روزه بگیر (و انسان رغبت ندارد)، وقتی میگوید از وقتت درست استفاده کن (در حالی که انسان میخواهد آزادانه هر کاری خواست انجام دهد) و دیگر دستورات، در حقیقت میخواهد توانایی Self-control ما را تقویت کند. او حداقل پنج بار در روز توانایی خودمهاری ما را با نماز تقویت میکند. وقتی توانستی آن کار را درست انجام دهی، حالا میبینی چقدر راحت میتوانی مطالعه کنی! چقدر راحت میتوانی مهربان باشی...
اصلاً نشانه بارز این موضوع این است که اگر الان به شما بگویند نیم ساعت قبل از اذان صبح بلند شو و ۱۱ رکعت نماز شب بخوان و در قنوت رکعت آخر، ۴۰ مؤمن را دعا کن و ۷۰ بار استغفرالله بگو و ۳۰۰ بار العفو و... اگر قبلاً انجام نداده باشی، میگویی خیلی زیاد است! خیلی وقتگیر است! اما جالب است که علمای دین چقدر هوشمندانه به تو میگویند اگر میخواهی نمازشبخوان باشی، مثلاً تا چند روز نیم ساعت قبل از اذان بلند شو و یک لیوان آب بخور و بخواب... چند روز بعد، بلند شو و در همان رختخواب چند ذکر بگو و بخواب، چند روز بعد بلند شو و فقط همان نماز وتر یک رکعتی را بدون اذکار اضافهاش بخوان... تازه میفهمیم که آنها در حقیقت میخواستهاند توانایی Self-control را در ما به حدی برسانند که به مرور به جایی برسیم که میبینی نماز شب کامل را میخوانی و چه بسا چهار رکعت از آن را هم نماز جعفر طیار میخوانی باز میبینی وقت و انرژی هست! (به نظر میرسد حتی «درک زمان» در دست قوهی خودمهاری است. یعنی برای کسی که این توانایی را در خود تقویت کرده، زمان آهستهتر حرکت میکند... همین است که ما دائم به آدمهای موفق میگوییم مگر یک روز شما چند ساعت است که این همه کار انجام میدهید!؟)
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1395 ساعت: 13:28
در این مطلب (که به مرور و با کمک شما) کامل خواهد شد، موسیقیهایی که توسط خوانندگان وطنی و با مضامین خدا و مذهب خوانده شده است را جمعآوری میکنیم تا در مواقعی که خود ما یا شما قصد داریم در کارهای مذهبی به کار بگیریم یک مرجع خوب داشته باشیم.
- یک برنامه خوب که رادیو جوان معمولاً بعد از اذان مغرب دارد به نام «نت عاشقی» این نوع موسیقیها را گلچین و پخش میکند که علاقهمندان میتوانند این لینک را دنبال کنند و برنامههای مختلف آنرا دانلود و استفاده کنند.
- در اینجا ما بیشتر قصدمان معرفی موسیقیهاست. شما میتوانید با جستجوی نام آن کلیپ یا موسیقی در اینترنت آنرا از سایتهای مختلف دانلود کنید. البته اگر بدانیم جایی قرار داده نشده لینک دانلود را هم خواهیم گذاشت.
- اگر خواستید موسیقیای را معرفی کنید، لطفاً در صورت امکان متن شعر موسیقی را هم قرار دهید تا بهتر قابل جستجو باشد.
- نظراتی که قصد تبلیغ یک سایت یا موسیقی خاص را داشته باشند، تأیید نخواهند شد.
- موسیقیهایی که معرفی میشود باید در شأن دین و مذهب باشد. (موسیقیها تند و مضر معرفی نخواهند شد)
خوب، من فعلاً دو مورد را معرفی میکنم و هر وقت یک موسیقی جذاب شنیدم به این مطلب اضافه میکنم:
لینک دانلود با کیفیت عالی
خواننده: محمد قلیپور
ترانه سرا: معصومه رضایی زاده (خاکستر)
آهنگسازی و تنظیم: امیر سینکی
ميکس و مستر: امیر سینکی
فلوت عربی: پرویز وزیری
ویولن استرینگ: مسعود نوروزی
مدت آهنگ: 3:14
تاریخ انتشار: 28 خرداد 1394
متن ترانه
صدات میکنم،بی جوابم نذار.من و پشت تکرار خوابم،نذار/یه روی دوباره،نشونم بده.صدات میکنم،باز امونم بده/صدات میکنم،تا دری وا کنی.توی آسمونت،من و جا کنی/من از خاک سرد زمین،خسته ام.به نور وجود تو،وابسته ام/به کی دردم و جز تو میشه بگم؟که یک لحظه باشه،شریک غمم/کی بسازه،سراب من و/صدات میکنم تا،نیاری به روت.نبودن،ندیدن،غیاب من و/صدات میکنم با یه آه بلند.به حالی که دارم،چشات و نبند/یه روح دوباره،به من هدیه کن.با ابر نگاهم،تو هم گریه کن/من و پس بگیر از شبای سیاه.یه دستی بکش رو،خطوط گناه/واسه توبه من،یه راهی بذار.ببخش و خطامو،به یادم نیار/به کی دردم و جز تو میشه بگم؟که یک لحظه باشه،شریک غمم/کی میتونه جز تو،پناهم بده میتونه جز تو،پناهم بده؟کی میتونه بغض و،بگیره ازم؟/به کی که بفهمه،عذاب من و.که دریا ؟کی میتونه بغض و،بگیره ازم
لینک دانلود
خواننده: فعلاً مشخص نیست!
ترانهسرا: محسن وطنی
متن ترانه:
الهی شعله در جانم فکن
خاکستر باد فنایم کن
خدایا غرق دریاهای مواج دعایم کن
سراپا تشنه نام توام یارب
صدایم کن
خدایا خاک خاموشم
مرا آتشفشانی کن
کز آن آتش
بمیرد طاقت دور از تو بودنها
در آغوشم
خدایا پس بگیر از کام شیطانها زبانم را
خدایا پر کن از نامت دهانم را
خدایا بندگی آموز جانم را
خدایا سوی یکرنگی ببر آیینه هامان را
بسوزان آرزوهای نهان در سینه هامان را
به خاکستر بدل کن کینه هامان را
خدایا سرد بودم
شعله شعله
عشق بی پایان فرستادی
خدایا تشنه بودم
چشمه ایمان فرستادی
خدایا دور بودم از تو
تا پلکی زدی
قرآن فرستادی
خودم را در غبار عادت هر روزه گم کردم
مرا تا وسعت آیینه های نور جاری کن
مرا با آیه های سبز قرآنت
بهاری کن
به آیاتت قسم
از هر چه غیر از نام تو سیرم
خدایا
عطر قرآن را مگیر از من
که می میرم
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت: 16:15
اگر شما مدرس هستید و قصد دارید درس «سیستمهای خبره» را تدریس کنید، احتمالاً متوجه خواهید شد که ابزارهای آموزش عملی سیستمهای خبره خیلی کم هستند و اگر هم باشند، خیلی قدیمیاند!
به هر حال، من خودم از دو ابزار استفاده میکنم که میخواهم معرفی کنم:
ES-Builder قبلاً به صورت یک نرمافزار دسکتاپ ارائه میشد اما مدتی هست که فقط نسخه آنلاین دارد. (ES مخفف Expert Systems و به معنی سیستمهای خبره است)
سایت رسمی آن: http://mcgoo.com.au/esbuilder

در این سایت با کلیک روی Create a New Login یک اکانت بسازید و شروع به ساخت یک سیستم خبره کنید.
هر چند کار با آن واقعاً ساده است اما شاید برای شروع نیاز به آموزش داشته باشید. من یک مجموعه کوتاه ویدئویی (انگلیسی) که در سه قسمت ارائه شده است را در این پوشه Share کردهام که میتوانید دانلود کنید:
http://yourl.ir/expert-system-share
میتوانید از دانشجوها بخواهید یک سیستم خبره برای کارهای مختلف بسازند و لینک آنرا برای شما بفرستند. مثلاً یکی از دانشجویان ما یک سیستم خبره برای انتخاب سختافزار متناسب با نیاز کاربر ساخته است. (روی لینک کلیک و مراحل را طی کنید تا این سیستم خبره به شما بگوید که چه سختافزارهایی مناسب شما است؛ تنها مشکلی که این ابزار دارد این است که فارسی را پشتیبانی نمیکند و دانشجویان مجبورند به صورت فینگلیش بنویسند)
برخی موضوعات که میتوانید برای ساخت سیستم خبره متناسب با علایق و مهارتهای دانشجویان پیشنهاد دهید:
- یک سیستم خبره برای تصمیمگیری در مورد دورههای شبکه که کاربر ممکن است نیاز داشته باشد. (مثلاً MCITP یا CCNA یا...؟)
- یک سیستم خبره برای تصمیمگیری در مورد زبان برنامهنویسی که کاربر ممکن است نیاز داشته باشد. (مثلاً تحت وب یا دسکتاپ یا موبایل؟ بعد در هر شاخه، کدام زبان؟)
- یک سیستم خبره برای تصمیمگیری در مورد سیستم کامپیوتری مورد نیاز
- یک سیستم خبره برای تصمیمگیری در مورد گوشی مورد نیاز کاربر
- یک سیستم خبره برای تصمیمگیری در مورد ورزش مورد علاقه کاربر
- ...
این نرمافزار هم از آن نرمافزارهای قدیمی است اما اگر بتوانید خوب به دانشجو منتقل کنید، خیلی زبان کدنویسی جالبی دارد و میشود کارهای جالبی با آن انجام داد.
برخی از ویژگیهای نرمافزار کلیپس به شرح زیر است:
- از سر نامهای عبارت C Language Implementation Production System گرفته شده است.
- برای اولین بار توسط NASA در واحد فناوری نرمافزار Software Technology Branch تولید شده است.
- این نرمافزار رایگان بوده و در حال حاضر نسخه 6.3 آن موجود می باشد.
- این نرمافزار بر روی سیستمعاملهای متفاوت مانند ویندوز، لینوکس، مک نصب میگردد.
- این نرمافزار با استفاده از زبان C ساخته شده است.
- این نرمافزار چندکاره میباشد یعنی میتوانید به صورت مدلهای زیر با آن برنامهنویسی کنید:
- نرم افزار کلیپس فقط قواعد زنجیرهای پیشرو را پشتیبانی میکند.
در پوشهای که در بالا لینک دادم اگر clips_windows_executables_630.zip را دانلود کنید، این نرمافزار داخل آن موجود است. یک ویدئو نیز با نام Artificial_Intelligence,_CLIPS_Programming_Language,_quick_run_thru!_Car_Diagnosis!_ACE در آن قرار دادهام که یک آشنایی اجمالی با این برنامه و زبان (به زبان انگلیسی) است.
کتابهای فارسی هم در مورد این زبان نوشته شده که پیشنهاد میکنم بخشی از درس سیستمهای خبره را به آموزش این زبان اختصاص دهید: دانلود آموزشهای فارسی CLIPS
اگر در اینترنت جستجو کنید، فایلهای Sample با پسوند clp زیاد هستند. یکی از آنها را با نام animal.clp در همان پوشهی بالا برایتان قرار دادهام. میتوانید آنرا دانلود کنید و در نرمافزار اجرا کنید و به سؤالات پاسخ دهید و ببینید چقدر جالب، حیوانی که مد نظر میگیرید را تشخیص میدهد و نهایتاً اسم آنرا میگوید! (واقعاً سیستم خبره است!)

۱- فایل را در درایو C کپی کنید.
۲- در خط فرمان CLIPS تایپ کنید:
(load c:animal.clp)
توجه: پرانتزها لازم است. نام animal هم باید برابر با نام فایل شما باشد.
۳- سپس تایپ کنید:
(reset)
۴- نهایتاً تایپ کنید:
(run)
خواهید دید که کدها اجرا میشوند و سیستم خبره شروع به پرسیدن سؤالها میکند تا به نتیجه برسد...
با توجه به اینکه اساتید معمولاً سؤالشان این است که در این درس چه چیزی به دانشجو یاد بدهیم که وقت پر شود، چند مورد را پیشنهاد میکنم:
میتوانید به مدل مارکوف و تبدیل آن به ماتریس اشاره کنید. همینطور، مدل مخفی مارکوف نیز میتواند اشاره شود. (بنده در مورد این مدل در جزوه نمایهسازی صحبت کردهام)
میتوانید به شبکههای پتری (PN = Pettri Nets) که در مقاطع بالاتر مثل ارشد و دکترا بسیار به آن نیاز خواهند داشت اشاره کنید.
میتوانید انواع نمایش دانش را بسط دهید. (به طور مثال درخت پارس و امثالهم)
شما هم اگر ابزاری برای آموزش بهتر درس سیستمهای خبره میشناسید لطفاً معرفی نمایید.
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لینک کوتاه این مطلب: http://yourl.ir/es
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1395 ساعت: 16:15
گاهی مثلاً به دانشجوها میگویم: در مورد TTS تحقیق کنید. بعداً میگویند: هیچ مطلب فارسی در مورد آن پیدا نکردیم!! میگویم: چطور جستجو کردید؟ میگویند: در گوگل نوشتیم TTS ! خوب، حق داشتهاند!
به هر حال، اگر میخواهید یک کلمه انگلیسی را در سایتهای فارسی جستجو کنید، دو راه دارید:
پس از جستجوی عبارت، از سمت راست صفحه روی چرخدنده تنظیمات کلیک کنید و Advanced search را انتخاب کنید:

در این صفحه Language را روی Persian تنظیم کنید. همین!
اگر Region را روی Iran تنظیم کنید، فقط سایتهای با پسوند ir جستجو میشوند. (که البته چندان لازم نیست)
راهی که من خودم استفاده میکنم و سریعتر و سادهتر هم هست، این است: هر وقت خواستید یک کلمه انگلیسی را در سایتهای فارسی جستجو کنید، فقط کافیست یک کلمه که میدانید در همه متون فارسی یافت میشود را کنار آن بنویسید! همین!
مثلاً من خودم کلمه «به» را که تقریباً در همه متون فارسی است مینویسم. پس مینویسم: tts و انتهایش یک فاصله میزنم و مینویسم «به»... به نتایج دقت کنید و با نتایج بالا مقایسه کنید:

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 8 فروردين 1395 ساعت: 18:11
یکی از مباحث جالب که در درسهایی مثل «سیستمهای اتکاپذیر» و همینطور در «آزمون نرمافزار» و خیلی جاهای دیگر حتی جالب است که در مترجمی زبان هم در بحث اطمینان از صحت ترجمه توسط مترجم مطرح میشود، بحث جالبی است به نام Diversity یا «تنوع».
بحث کلی این است که برای اینکه مطمئن شوید که چیزی که تولید کردهاید، مطمئن (خالی از اشکال) است، در صورتی که برایتان ممکن است (که البته وقتی بحث مهمی مثل جان انسانها در یک فضاپیما مطرح باشد، ممکن میشود) آنرا در شرایط متنوعی دوباره تولید کنید.
در محصولات مختلف، Diversityهای مختلفی قابل تصور است، مهمترین تنوعها عبارتند از:
یعنی به طور مثال اگر قرار است یک نرمافزار مهم را تولید کنید، بدهید افراد یا تیمهای مختلف آنرا طراحی کنند. در این صورت اگر یکی یک مشکل داشته باشد به راحتی با مقایسه با بقیه آن مشکل کشف میشود. همان کاری که ما در آفتابگردان در مورد محصولاتمان انجام میدهیم. یک محصول تا بخواهد به مرحله نهایی تولید برسد، چندین بار به صورت پایلوت طراحی میشود. این کار باعث میشود اگر در طراحی و تحلیل پروژه زوایای پنهانی وجود داشته که ما در نظر نگرفتهایم، بالاخره خودش را در یکی از طراحیها نشان دهد و همه این موارد جمعآوری شود و نهایتاً یک طراحی که کاملتر است انتخاب شود یا دوباره طراحی با توجه به همه نکاتی که کشف شده انجام شود.
یعنی اگر به طور مثال قرار است یک محصول را تست کنید، در زمانهای مختلف تست کنید. ممکن است شما الان که اواخر شب است یک محصول آنلاین را تست کنید و ببینید مشکلی نیست اما اگر مثلاً ساعت ۱۱ صبح که معمولاً بیشترین بار ترافیک اینترنت در این ساعت است آنرا تست کنید، میبینید به خاطر فشار زیادی که به سرور آمده، محصول نتوانسته این فشار را تحمل کند و Crash کرده.
یعنی محصول را در فضاهای مختلف و اگر نرمافزار است، در بسترهای مختلف اجرا و تست کنید. مثلاً یک نرمافزار آنلاین را در مرورگرهای مختلف، در سیستم عاملهای مختلف، در گوشیها و تبلتهای مختلف تست کنید... ممکن است در مرورگر پی.سی هیچ مشکلی وجود نداشته باشد اما در موبایل اصلاً قابل استفاده نیست...
یا مثلاً یک محصول سختافزاری الان اینجا درست کار میکند اما در محیط یک شرکت که قرار میگیرد به خاطر تداخلات مغناطیسی درست کار نمیکند.
یعنی محصول را با دادههای متنوع تست کنید. مثلاً شما میخواهید یک سیستم ثبت نمره را تست کنید، در همه تستها عددهای بین 0 تا 20 وارد میکنید و سیستم هم درست کار میکند و معدل را به درستی نشان میدهد اما یک بار هم عدد منفی یا خارج از رنج 20 وارد کنید یا اصلاً یک «رشته» به جای عدد وارد کنید و بررسی کنید عکسالعمل سیستم چیست.
یعنی محصول را به افراد مختلف با شرایط مختلف بدهید تا با آن کار کنند و آنرا تست کنند. ممکن است ما یک نرمافزار تولید کنیم و فقط بدهیم دانشجویان رشته کامپیوتر آنرا تست کنند و اعلام کنند هیچ مشکلی نبود، اما پس از انتشار، وقتی محصول به دست افرادی که رشتهشان کامپیوتر نیست و طبیعتاً با خیلی از مفاهیم و پیشنیازهای کامپیوتری آشنا نیستند میرسد، میبینیم چقدر در کار با آن مشکل دارند! (مثلاً تقریباً همه دانشجویان رشته کامپیوتر میدانند Flash Player چیست و چطور نصب کنند که مرورگرشان را به آن مجهز کنند، یعنی قبلاً روی مرورگرشان نصب بوده اما یک کاربر معمولی که اینها را نمیداند در کار با محصول دچار مشکل میشود و خیلی نمونههای دیگر...)
یا مثلاً در بحث ترجمه، اگر ترجمه برایتان خیلی مهم است، آنرا بدهید مترجمهای مختلف ترجمه کنند و با هم مقایسه کنید.(که البته اینجا این بحث پیش میآید که از کجا بفهمیم کدام ترجمه بهتر بوده که بحث Voter پیش میآید. در مجموع اگر خودتان چندان اطلاعات ندارید، به یک Consultant یا مشاور نیاز خواهید داشت)
خیلی Diversityهای دیگر نیز قابل تصور است که نسبت به محصول و مبحث متفاوت است. (البته گاهی همه اینها را در زیرمجموعه همان Desin Diversity یا «تنوع در طراحی» مطرح میکنند)
خلاصه:
به هر حال، خلاصه بحث این است که برای تولید یک محصول مطمئن (هر نوع محصولی؛ ترجمه یک صفحه نیز یک محصول است) باید در همه مراحل به «تنوع» فکر کرد.
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 8 فروردين 1395 ساعت: 18:11
خوب، این هم از سال ۹۴ :) یک سال دیگر با شما بودیم و طبق روال چند سال گذشته:
- آفتابگردان در سالی که گذشت... (سال ۹۱)
- آفتابگردان در سالی که گذشت... (سال ۹۲)
- آفتابگردان در سالی که گذشت... (سال ۹۳)
در این آخرین روز سال ۹۴، بد نیست مروری داشته باشیم به آنچه در این سال گذشت و آنچه برای سال آینده در نظر داریم.
همانطور که در انتهای سال ۹۳ گفته بودیم، ما سال ۹۴ را «سال کارهای بزرگ» نامیدیم. هر چند آن کارهای بزرگ تا حد زیادی انجام شد اما آن مواردی که مد نظر ما بود در این سال تکمیل نشد که ارائه شود (اگر میشد که نمیشد نامش را کار بزرگ گذاشت!) و ما همچنان پیگیر آنها هستیم.
با اینکه سال ۹۴ برای شخص بنده سال بسیار پرکاری بود (به خصوص ورود من به مقطع دکترا که طبیعتاً هر کسی را در این مقطع به طور کامل درگیر کارهای پژوهشی میکند و تحصیل همزمان در رشته زبان و دیگر مشغلههای شخصی) اما مانند سالهای قبل، کارهای خوبی انجام شد:
نرمافزاری که من خودم از جملاتی که نمایش میدهد (به ویژه از کتاب «غُرر الحکم و دُرر الکَلِم» امام علی) در این سال کلی درس گرفتم. در ادامه، با کمک دانشجویان فعالی که داشتم ما حدود ۳۰ کتاب آماده برای دُر تهیه کردیم.
إن شاء الله، Dor به مرور شاهد بهبودهایی خواهد بود تا آن چیزی بشود که ما میخواهیم.
- آپدیت ۳.۴ تا ۳.۴.۲ برای تستا عرضه شد که تستا را یک سطح بالاتر برد و علاوه بر افزودن امکانات بسیار جذاب (که ما فکر میکنیم دیگر چیزی نمانده که در یک آزمون آنلاین لازم باشد و تستا نداشته باشد)، این سیستم را به یک سیستم نظرسنجی و برگزاری آزمونهای روانشناسی تبدیل کرد. معتقدم اگر سال ۹۴ فقط همین آپدیت را برای تستا به همراه میداشت، یک سال بسیار عالی برای ما میبود!

- آپدیت ۳.۰.۵ و ۳.۰.۶ برای نمرا ۳ عرضه شد تا کاربری آنرا نیز مانند تستا در همه دستگاهها آسان کند.
بازیهایی که هر چند کوچک هستند اما تجربه آنها میتواند در کارهای بزرگ برای ما مفید باشد...

سیستم لینکا توسط آقای ایرج طهماسبیوفا تکمیل شد، ویسا هم توسط خانم سیما طهماسبیوفا تقریباً آماده شد و بوکفا نیز توسط آقای خسروی تا حد خوبی پیش رفت و آنقدر خوب بود که هر تیم دیگری بود، احتمالاً آنها را منتشر میکرد اما خوب، به خاطر حساسیتها و وسواسهای خاصی که من دارم و انتظاری که مشتریان ما پس از ارائه سیستمهای قبلی ما دارند، تصمیم بر این شد که دوباره بنده از صفر (و البته با توجه به آنچه در پیادهسازیهای دوستان آموختهایم) آنها را طراحی کنم. (این سیستمها چند بار توسط دوستان مختلف پیادهسازی شده و هنوز برای انتشار، از من Verification نگرفته است!)
کتابهای الکترونیکی که با کمک دانشجویان عزیزم که واقعاً از کار با آنها لذت میبرم، آماده دانلود شد:
-- جزوه بسیار غنی نرم افزارهای کاربردی شبکه های کامپیوتری که هر کس نخوانَد ضرر کرده!
-- جزوه پایگاه داده که از غنیترین جزوههای موجود است.
-- جزوه برنامه نویسی وب با زبان PHP
فقط در صفحه اول آفتابگردان (بدون در نظر گرفتن بخشهای مختلف سایت) بیش از ۹۰ مطلب منتشر کردیم که هر کدام حاصل تجربیات و مطالعات بسیار زیادی بود. به ویژه اینکه سطح برخی از آنها تا مقطع دکترا بالا رفت! برخی از مطالب مثل تجربیات خرید Xbox One تا ۳۰ هزار بار دیده شد:
- نرخ بیت متغیر (VBR = Variable Bit Rate) در بحث صدا چیست؟ (یا چطور فایلهای صوتی را فشردهتر کنیم؟)
- افزونهای برای فایرفاکس جهت ترجمه کلمات صفحات وب با یک دابل کلیک
- دیتاست (فارسی و انگلیسی) برای تحقیقات از کجا گیر بیاوریم؟
- آیا یک روز تخت ملکه سبا در یک چشم به هم زدن منتقل خواهد شد؟
- روشهای کشف حقایق ویژه درس مهندسی نرمافزار (Fact-finding techniques)
- خطر شغلی برای برنامهنویسان: به زودی آموزش برنامهنویسی در مدارس ابتدایی اجباری میشود! (+ ده مهارت برتر سال)
- موضوعاتی برای ارائه در درس مهندسی نرمافزار پیشرفته و آزمون نرمافزار
- دکلمههای رادیو جوان قبل از اذان مغرب (برنامه «به افق ماه»)
- دیدگاه قرآن در مورد پشتیبانی از محصولات چیست؟ (نکاتی در مورد پشتیبانی پروژههای نرمافزاری)
- TypeIt ؛ بازیای برای افزایش سرعت تایپ شما + مسابقه سریعترین تایپیست به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب
- Toby The Secret Mine ؛ شبیه ترین بازی به LIMBO
- چگونه عادتهای بد خود را کنار بگذاریم؟ (راهکار ترک سیگار، ترک افکار منفی و...)
- سه اپلیکیشن برای یادگیری، تمرین و تقویت زبان انگلیسی (Apps for English leaers)
- YesNo ؛ بازی آنلاین دیگری از آفتابگردان!
- چه چیزهایی باعث میشود شما احساس قلب درد کنید؟ (بهتر است همه بخوانند)
- چگونه کلاس آنلاین برگزار کنم؟ (روشهای برگزاری کلاس مجازی آنلاین و زنده)
- OAV ؛ روش مهم و جالبی برای نمایش اطلاعات (Object-Attribute-Value)
- هر کس عمل زشتی را منتشر کند، مانند کسی است که آنرا مرتکب شده!
- مرکز دانلود نمونه سؤالات و خلاصه دروس رشته مترجمی زبان پیام نور
- اهمیت «اتکاپذیری» و عاقبتِ «پیچیدگی های غیرضروری» در تولید محصول! (به خصوص محصول نرم افزاری)
- دمنوش بِه ؛ جایگزین مناسبی برای چای
- مقاومت کاربران ؛ یکی از ریسکها در فرایند تولید نرمافزار (+ دیدگاه قرآنی در این زمینه)
- «برنامه نویسی جنبه گرا» (AOP) و «برنامه نویسی نظارت گرا» (MOP) چیست؟ (سمینار مهندس نیرومند در این زمینه)
- اگر ژیروسکوپ (Gyroscope) یا بخشی از عملکرد گوشیتان مختل شد...
- جلسات آبهویجی!
- چُرت گربهای!! (درسهایی که میشود از زندگی گربهها گرفت!)
- نگاه به طبیعت ؛ یکی از راههای یافتن موضوع پایان نامه ارشد و رساله دکترا
- کلمه Application همیشه به معنی «برنامه کاربردی» نیست!
- WavePad ؛ بهترین برنامه رایگان برای تبدیل و ویرایش انواع فایل صوتی و ایجاد افکت روی صدا
- چرا رشته کامپیوتر اینقدر ریاضی دارد؟ آیا لازم است؟ + پیشنهادی به آموزش و پرورش
- معرفی کتاب به علاقهمندان به داستان های کوتاه انگلیسی + برداشت شما از این داستان؟
- شراکت با دیگران در شغل، بلی یا خیر؟ (دیدگاه قرآن در مورد شراکت چیست؟)
- پیشبینیها درست بود: با نسل جدید منو در نرمافزارها آشنا شوید: خط فرمان و جستجوی Camel-Case Searching
- پادُوی ؛ رمز موفقیت بسیاری از موفقها (نکاتی در مورد دوره و درس کارآموزی)
- کتاب «نامه نگاری در زبان انگلیسی» مرجع خوبی برای نوشتن نامه و ایمیل به زبان انگلیسی
- اگر در وبلاگ یا وبسایت خود مطلب مینویسید، کتابی و نوشتاری بنویسید و نه گفتاری
- نظرسنجی تأثیر نام در شخصیت فرد: این سری: نام حمید و حمید رضا
- چگونه به سرعت و در زمان کوتاه، درک کافی از یک مفهوم جدید کسب کنیم؟
- اهمیت طراحی با کاربری آسان در جذب مشتری (Usability) (مطلب شماره ۱)
- مطلبنگاری گروهی: نمونه شغل جهت کسب درآمد برای دختران رشته کامپیوتر
- واقعیتی تلخ: ایران بیشترین جستجو برای مباجث مرتبط با ISI
- دوره دکترا چند ترم است؟ چند درس دارد؟ (نکاتی در مورد دکترا)
- مطلب خوب انگلیسی از کجا گیر بیاوریم؟ (معرفی سرویس Pocket)
- آنچه پدر و مادر باید در مورد دوران نوجوانی فرزندشان بدانند (سخنرانی دکتر حبشی با موضوع تربیت جنسی فرزندان)
- چگونه راضی به رضای خدا باشیم؟
- «فلانی از دنده چپ بلند شده» یعنی چی؟
- مطلبنگاری گروهی: کانالهای مفید در آپارات (Aparat.com best chaels)
- ذکر ایام هفته (+صوت) و دعای روزهای هفته با صدای حاج مهدی سماواتی (متن، ترجمه، صوت و تصویر)
- مرکز طراحی گرافیکی آفتابگردان راهاندازی شد
- سایتهایی برای تبدیل و برگردان آدرسهای کوتاه به آدرسهای بلند (Unshotener/Expander websites)
- یکی از مهمترین، مفیدترین و واجبترین مجموعه سخنرانیهای استاد پناهیان
- در جلسه مصاحبه دکترا چه میگذرد؟ (به ویژه مصاحبه دکتری دانشگاه آزاد اسلامی)
- وقتی کلمات صدمه میزنند! (چگونه با اهانتهای دیگران برخورد کنیم؟)
- لیستی از برنامه ها، تنظیمات و کارهایی که باید روی کامپیوترهای یک شبکه عمومی انجام شود
- فیلمهایی مربوط به آموزش خطاطی (نستعلیق و شکسته نستعلیق و تحریری)
- خامگیاهخواری ایدهای دیگر در تغذیه
- آپدیت ۳.۴؛ یک آپدیت عالی برای تستا: تستا به سیستم برگزاری آزمون های روانشناسی تبدیل شد
- پیشنهاد برای مطالعه: کتابهای درسی رشتههای دبیرستان و هنرستان و کار و دانش را دانلود و مطالعه کنید
- مادرانی که نوزاد دارند حتماً این برنامه بسیار بسیار جالب را ببینند: دانستن زبان گریه کودک
- ابزارهای مخفی فایرفاکس را فعال کنید (اسکرینشات از کل صفحه وب، کپی کردن رنگ و...)
- تلاوت تصویری سوره الرحمن (یکی از زیباترین تلاوت ها و کلیپ ها)
- چگونه لغات انگلیسی که سخت حفظ میشوند را حفظ کنیم؟ (چند روش که من استفاده میکنم)
- Dor ؛ نرم افزار کتابخوان تدریجیِ دُر ؛ محصول جدید آفتابگردان، آماده دانلود!
- گیمسنتر آفتابگردان + تسبیح و بازی حباب برای آندروید + بازی نِروا
- یک راه ساده برای نمایش Pixel و رنگهای RGB روی مانیتور به دانشجویان بدون میکروسکوپ
- چند جملهای در مورد کار و زندگی
- لزوم بازنگری فنی در صفحه فیلترینگ (سایت پیوندها)
- روشهای مختلف خرید دوره های آموزشی ویدئویی آفتابگردان
- ویدئوی سمینارهای شرکتهای مایکروسافت، گوگل و اپل در سال 2015 (Build / IO / WWDC)
- سایت هایی برای مشاهده زمان همایش های ملی و بین المللی جهت ارائه و چاپ مقاله
- پیشنهاد: در دورههای تکنسین داروخانه شرکت کنید
- انتخاب یکی دیگر از همکاران آفتابگردان به عنوان جوان برتر استان مرکزی
- مایکروسافت احساس خطر کرد: Visual Studio Code جایگزینی برای Sublime Text
- چگونه در تابستان، سریعتر خنک شویم؟ (+پستهای تابستانه آفتابگردان)
- مدیران سایتها چه چیزهایی در مورد کاربرانشان میدانند؟ (آیا آدرس منزل و اسم ما روی اینترنت قابل دستیابی است؟)
- Everything ؛ بهترین برنامه رایگان برای جستجو در کامپیوتر (یک جایگزین عالی برای Google Desktop)
- ابرهای آسمان خانه شما هم حرکت میکنند؟ (آشنایی با ویدئوی Time-lapse و معرفی Hyperlapse)
- داستانسرایی، از مؤثرترین سرگرمیها برای پرورش خلاقیت کودک (معرفی اپلیکیشن Imagistory)
- Microsoft Office Lens ؛ بهترین اپلیکیشن برای اسکن اسناد و صفحات کتاب
- چه بخوریم و چه نخوریم؟ (در بیان دکتر حسن اکبری)
- با یک هزینه اندک، یک گلخانه در منزل ایجاد کنید
- ایده برای ساخت بازی: اساسین ایرانی-اسلامی
- عکس هایی که آیندگان با دیدنش به ما خواهند خندید!
- نکات اخلاقی که زن و شوهر باید بدانند (بخشهایی از کتاب اخلاق خانواده و مفاتیح الحیاة)
- CheckSum چیست؟ (درباره الگوریتم کشف خطای مجموع مقابلهای)
- چه چیزهایی باعث میشود انسان تیک عصبی بگیرد؟ (توضیحاتی در مورد تیک و استرس)
- چگونه با Skype از راه دور، خانه یا محل کار را مانیتور کنیم؟ (Skype Remote Monitoring)
- یک ایده برای کسب درآمد از Xbox One
- Xbox One بخریم یا نخریم؟ (تجربه من در مورد خرید ایکس باکس وان)
سال ۹۴ سال بسیار پرکاری برای ما بود. به ویژه اینکه به لطف بخشها و محصولات مختلف سایت؛ یعنی:
- طرح مدفا که مهمترین و مقرونبهصرفهترین و پرفروشترین طرح ما است.
- مرکز طراحی سایت و هاستینگ آفتابگردان که هاست چندصد سایت را تأمین میکند و بازخورد مشتریان نشان میدهد که سایتهایی که طراحی کردهایم، الحمد لله موفق بودهاند.
- تستا ۳
- نمرا ۳
- محصولات آموزشی ویدئویی ما که با توجه به فراهم شدن امکان خرید و دانلود محصولات فروش خوبی در این سال داشت.
- فروشگاه آفتابگردان که امسال فروش خوبی داشت به طوریکه برخی دوستان، ما را وسوسه کردهاند که به بازار برخی اجناس فیزیکی خاص نیز ورود کنیم.
- مرکز طراحی گرافیکی که امسال راهاندازی شد و اگر لازم باشد باید توجه بیشتری به آن بخش کنیم.
- مرکز تبلیغات آفتابگردان که آن هم جای کار دارد و برایش یک طرح عالی داریم که برخی دوستان و دانشجویان در حال تحلیل آن هستند.
- و...
بیشترین فروش و درآمد ما، در این سال رقم خورد.
ما از سال ۹۴ از هر لحاظ، بسیار بسیار راضی هستیم. در این سال دائماً در حال کار بودیم و لحظهای بیکار ننشستیم.
البته کاستیهایی هم داشتیم که با توجه به وجود مشغلههای مختلف، فکر میکنیم قابل چشمپوشی است.
ما طرحهای مختلفی داریم که نیاز دارد که تکمیل و ارائه شود. در سال ۹۵، اگر خدا بخواهد، سعی خواهیم کرد این طرحهای ناتمام را کامل کنیم و خبرهای خوشی داشته باشیم. بنابراین امسال را «سال تکمیل طرحها» میدانیم.
در کل، مهم این است که تمام تلاشمان را خواهیم کرد که اگر (إن شاء الله) قرار شد در انتهای سال، یک پست مشابه برای سال ۹۵ ارسال کنیم، اعلام کنیم و شما هم تأیید کنید که سال پرباری بود![]()
بلاشک اولین تشکر را باید از کاربران و مخاطبان آفتابگردان داشت. کاربران زبده و نابی که گلچینی از کاربران وب هستند. همانطور که پیش از این گفته بودم، الحمد لله، بهترینهای هر جمعی جذب آفتابگردان شدهاند و میشوند و این مایه افتخار ماست. از ایمیلها و پیغامهایی که از طرف شما عزیزان میرسد، سطح بالای فرهنگ و استعداد شما قابل اثبات است.
ما هم تمام تلاشمان را کردهایم و خواهیم کرد که آفتابگردان گلچینی از خوبیها و محلی برای انرژی گرفتن و مثبتاندیشی باشد. دوست نداریم لحظهای وقت شما را برای مطالب و محتوایی که مفید نیست بگیریم، چون میدانیم که شما گلچین هستید و گلچین میخواهید.
از همه شما متشکریم.
و از شما عزیزانی که در قالب «مشتری» به آفتابگردان انرژی میدهید، بسیار بسیار متشکریم. شما پشتیبان تیمی هستید که هر کدامشان در این جمع آموزش میبینند و وقتی جدا میشوند خودشان یک تیم مشابه راهاندازی میکنند و این یعنی هزینههای شما تا دنیا دنیاست، إن شاء الله، باعث برکت و نشر خیر و خوبی خواهد شد.
و اما تشکر بعدی از همه دانشجویان عزیزی است که با بنده درس داشتهاند و دارند و از آن طریق به آفتابگردان کمک میکنند. بسیاری از کارهای ما نتیجه همکاری متقابل آفتابگردان و دانشجویان بنده است. دانشجویانی که آنقدر فعال و بااستعداد هستند که با انرژیشان ما را هم مجبور به فعالیت بیشتر میکند. به همه دانشجویان فعالم افتخار میکنم.
و تشکر پایانی از دوستان و همکاران ما در آفتابگردان که سالهاست با ما هستند و در بخشهای مختلف سایت از وجود آنها بهره میبریم و خستگیناپذیر با ما پیش میآیند.
از همه شما متشکریم و آرزو میکنیم سالی پر از انرژی مثبت داشته باشید و خداوند این بخش از دعای زیبای کمیل را در مورد ما و شما به اجابت برساند:
وَاجْعَلْنى مِنْ اَحْسَنِ عَبيدِكَ نَصيباً عِنْدَكَ وَ اَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ وَ اَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ: و مرا از بهرهمندترين بندگانت نزد خود، و نزديكترينشان در منزلت به تو و مخصوصترينشان در رتبه به پيشگاهت قرار بده.
در پایان، ضمن تبریک عید، این موسیقی و گل زیبا را تقدیم شما میکنیم:
http://yourl.ir/be_zibaee_ghasam
[ موسیقی از رادیو جوان پخش شده است / دانلود صوت / متن کامل شعر ]

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 1 فروردين 1395 ساعت: 21:05